٭
يه بنر براي طوماري كه برعليه مصوبه ضد ايراني سناي آمريكا تهيه شده درست كردم و در وبلاگم ميذارمش. بد نيست كه شما هم اين بنر رو در وبسايت يا وبلاگتون قرار بدين، بلكه امضاء هاي بيشتري بر عليه اين قانون كه درحقيقت جنبه تبعيض نژادى بر عليه ما ايرانى ها دارد جمع آوري بشه...

فقط كافيه كه از كدهاي زير استفاده كنيد :


 

- لينك مطلب - ساعت 20:27 - نامه به من


 

٭ جمع آوري امضاء عليه قانون ضد ايراني سناي آمريكا، در BBC هم بازتاب داشته:

" انتشار خبر تصويب لايحه پيشنهادى سناتور "دايان فينستاين" و سناتور "ادوارد كندى" با عنوان لايحه تقويت امنيت مرزى موجى از نگرانى و خشم در جامعه ايرانى هاى مقيم آمريكا بر انگيخت و فعاليت هاى زيادى براى جلوگيرى از تصويب آن در مجلس نمايندگان آغاز شد.
كميته رفع تبعيض نژادى بر عليه ايرانيان مقيم آمريكا (پى دبليو سى) كه كميته اى از فعالان آمريكايى ايرانى است اخيرا طومارى از طريق اينترنت منتشر كرده و از همه مخالفان اين لايحه خواسته است كه با امضاى آن جلوى تصويب احتمالى و قانونى شدن آن را بگيرند. كميته قرار است در روزهاى آينده اين طومار را در واشنگتن به اعضاى كنگره و مقامات دولتى ارائه دهد. "

 

- لينك مطلب - ساعت 15:34 - نامه به من


 



٭
واسه شما هم آهنگ ها و Mp3 هاتون يكنواخت و خسته كننده شدن؟؟
چاره ي كار اينجاست! يك سري رقاص و رقاصه! براي خودتون استخدام كنين تا روي دسكتاپتون با ريتم آهنگ ها براتون حسابي قـِــــر بدنو دلبري كنن! (:
برنامه MP3 Dancer رو از اينجا دريافت كنيد ، و رقاص مورد نظرتون رو هم از اينجا.
رقاص رايگان اين هفته هم در اينجا قابل استخدامه! (:

 

- لينك مطلب - ساعت 01:35 - نامه به من


 


 

٭ والا به خدا من جواب همه ي ايميل هامو ميدم! فقط اقلا" يكي دو روزي بهم فرصت بدين و بعد از 24 ساعت دوباره يه نامه نفرستين كه "آدم بي معرفت و مردم ندار و احترام نذار و پرتوقع و با كلاس و به اصطلاح تحصيل كرده، چرا جواب منو ندادي؟ پس حقت بوده كه اون شركته بهت اينترنت نداده! لابد به اونا هم احترام نذاشته بودي!"
يه Auto Response براي ايميل هام درست كردم تا ديگه از اين سوء تفاهمات پيش نياد. (:


 

- لينك مطلب - ساعت 01:21 - نامه به من


 

٭ سهراب در مورد مطلب اينترنت و گلگير من توصيه كرده كه :
" موقع عصبانيت:
1- رانندگي نكنم، حتي اگه از بي اينترنتي پرپر بزنم،
2- در وبلاگم مطلب ننويسم ؛
و نتيجه گرفته كه :
من بايد مسافركش باشم، چون تو ماشينم پول داشتم!
هنوزم تو ايران ديوار وجود داره!
و وقتي مردم زياد ميشناسنم، دليل بر اين نميشه كه همه بشناسنم! "

چـَشم! (:

 

- لينك مطلب - ساعت 01:21 - نامه به من


 



٭ >> بيش از يكهزار سال پيش، روزي از روزهاي خدا <<

چنين گفت فردوسي پاكزاد:
ز شير شتر خوردن و سـوسمار
عرب را به جايي رسيدست كار
كـه كــاخ كـيـــاني كنــــد آرزو
تفـو بر تو اي چرخ گردون تفـو

>> دهها هزار روز پس از آن روز! <<

قصر فهد در اعماق درياي سرخ ساخته شد !!!



 

- لينك مطلب - ساعت 01:20 - نامه به من


 

٭ از ديروز تاحالا حسابي سرما خوردم! ): ديشب طرفاي صبح هم كه خواستم بخوابم، از بس حالم بد بود خوابم نبرد! بازم طبق معمول 7-8 ساله اخير خودم واسه خودم آدالت كـُلد و آنتي هيستامين و ويتامين ث و آب نمك و مايعات تجويز كردم! جدا" قدر سلامتيتون رو بدونين، واقعا كه آخر نعمته، ما آدما تا يه نعمتي رو از دست نديم، درست حسابي قدرش رو نميدونيم!

از امروزم كه نمايشگاه كتاب شروع شدهو من با اين حال زارم فعلا نميتونم برم! كلي براش نقشه كشيده بودم، 3 و 4 شنبه اين هفته هم برام بهترين فرصت بود ، ولي حالا ديگه نميشه... نمايشگاه كتاب هميشه براي من پر بوده از لذت و هيجان، از اول وقت تا آخر وقت از اين سالن به اون سالن رفتن و يافتن كتابهاي محبوب و تكميل نقصي هاي مجله هام در جشنواره مطبوعات!
يادش بخير. هر سال نمايشگاه كتاب براي من خاطره قرار هاي شبكه اي رو زنده ميكنه، از 6-7 سال پيش كه با يه سري از شبكه ندايي ها قرار گذاشتيم و فكر كنم عليداد رو هم براي اولين بار در اونجا ديدم تا قرارهاي سالهاي بعدش در شبكه هاي ديگه... كاش امسال هم يه قرار وبلاگي جور ميكرديم واسه نمايشگاه كتاب. (:
راستي! پوستر نمايشگاه رو ديدين؟ امروز تلويزيون داشت تبليغ نمايشگاه كتابو ميكرد، پوسترش كوچكترين ربطي به بزرگترين نمايشگاه فرهنگي كشورمون نداشت! در عوض تا دلتون بخواد آدمو ياد صحراي كربلا مينداخت!!

 

- لينك مطلب - ساعت 00:53 - نامه به من


 



٭ امشب خواب بي خواب! تا صبح منو نقاب و زندگي! (:
بالاخره آخرين آلبوم سياوش قميشي ، نقاب ، گيرم اومد. حسام زحمتشو كشيده بودو برام كپيش كرده بود. همه كاراي سياوش قشنگه، اين آلبوم ديگه شاهكاره، مخصوصا" خود آهنگ نقابش:

اي بازيگر گريه نكن، ما هممون مثل هميم
صبحا كه از خواب پا ميشيم، نقاب به صورت ميزنيم
يكي معلم ميشهو يكي ميشه خونه به دوش
يكي ترانه ساز ميشه، يكي ميشه غزل فروش
كهنه نقاب زندگي، تا شب رو صورتهاي ماست
گريه هاي پشت نقاب، مثل هميشه بي صداست

هركسي هستي يه دفعه، قد بكش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله ي خواب
نقش يك دريچه رو، رو ميله ي قفس بكش
براي يكبار كه شده، جاي خودت نفس بكش


كاش كه ميشد تو زندگي، ما خودمون باشيمو بس
تنها براي يك نگاه، حتي براي يك نفس
تا كي به جاي خودمون، نقاب ما حرف بزنه
تا كي سكوت و رج زدن، نقش نمايش منه
ميخوام همين ترانه رو، رو صحنه فرياد بزنم
نقابمو پاره كنم، جاي خودم داد بزنم...

 

- لينك مطلب - ساعت 02:04 - نامه به من


 

٭ ما بين خودمون ديواري به چه عظمت از بي اعتمادي قرار داره، اونوقت حرف از ترك انداحتن در ديوار بي اعتمادي در روابط ديپلماتيكمون ميزنيم!
چقدر جاي تاسفه كه يه شركت اينترنتي عظيم مثل پارس آنلاين با اين همه مشتري ، اينقدر -->.<-- براي مشتريهاش ارزش و اعتبار قائل نباشه و در حقيقت هيچ اعتمادي بهشون نداشته باشه! ديروز اينترنتم تموم شدو واسه تمديد رفتم پارس آنلاين، پول همراهم نبود و به هواي ملي كارتم بودم، هميشه يه دستگاه ملي كارت رو ميزشون بود ، گفتم ميخوام تمديد كنم، پرسيد نقدي بزنم؟ گفتم ملي كارت دارم، گفت دستگاهمون خرابه! گفتم پس تمديدش كنين ، من فردا پولشو ميارم براتون ، يه نگاه به هم انداحتنو گفتن نميشه! گفتم يعني من به خاطر خراب بودن دستگاه ملي كارت شما برمو دوباره برگردم؟ يه لبخند تحويلم دادو گفت اگه ممكنه!! گفتم اينجا همه چي در اختيار شماست، اگه فردا پولو نيوردم دسترسيم قطع كنين، گفتن نيمخواد ديگه خودت بياي ، هر وقت فيش بانك رو برامون فكس كردي، دسترسيتو باز ميكنيم! همه پولاي تو جيبمو تو ماشينو گذاشتم رو هم، شد 22هزار و پانصد! يعني بازم 2500 كم داشتم! بازم نـــــه گرفتم! حتي حاظر نشدن كه قدر اين 2500 تومن از اعتبارم كم كنن!
ديگه به هواي تمديد اينترنت اومده بودم بيرون، گفتم جهنم ، ميرم بانكو پول ميگرمو ميرم تمديد ميكنم، پيش خودمم ميگفتم كه اگه مثلا تو اين فاصله به خاطر بي اعتمادي اينها، اونم به يه مشتري كه الان ماههاست داره ازشون سرويس ميگيره و كلي هم مشتري براشون فرستاده اتفاقي بيوفته، كي مقصره؟ كه با صداي ترمز يه بنز و برخوردش با گلگير جلوي ماشين به خودم اومدم!!!
خلاصه اين ماه، اينترنتم نزديك 100 تومن برام در اومد! اونم به خاطر 2500 تومن! به خاطر اينكه اين شركت معظم ، مشتري رو به چشم پول ميبينه! اگه تو خماري بي اينترنتي نبودم، هرگز دوباره براي تمديد نميرفتم پارس آنلاين. از اين ماه كه گذشت، ولي ماه ديگه حاظرم اينترنت ساعتي 500 تومن هم بگيرمو ولي ديگه از همچين شركتي اينترنت نگيرم...
كاش يكي از ماجرا رو به گوش مسئولان پارس آنلاين ميرسوند!

 

- لينك مطلب - ساعت 02:03 - نامه به من


 



٭ چطور ميشه بيل گيتز رو ورشكست كرد ؟!! (:

1 - بيل گيتس در هر ثانيه 250 دلار آمريكا درامد داره، يعني 20 ميليون دلار در روز و 8/7 ميليارد دلار در سال!
2 – اگر 1000 دلار از دست وي بر زمين بيوفته به خودش اين دردسر رو نميده كه برش داره، چون در 4 ثانيه اي كه برداشتنش طول ميكشه، اين پول عايدش شده!
3 – آمريكا در حدود 62/5 هزار ميليارد دلار بدهي داره و بيل گيتس به تنهايي ميتونه ظرف 10 سال تمام بدهي آمريكا را بازپرداخت كنه!
4 – او ميتونه نفري 15 دلار به همه جمعيت جهان بده و باز هم 5 ميليون دلار در جيبش باقي خواهد ماند!
5 – اگر مايكل جردن يعني گرانترين ورزشكار آمريكايي هيچ غذا و آبي نخوره و همه 30 ميليون دلار درامد سالانه اش رو پس انداز كنه، 227 سال طول خواهد كشيد تا به ثروتمندي بيل گيتس بشه!
6 – اگر بيل گيتس رو به صورت يك كشور تصور كنيم، 37 مين كشور ثروتمند جهان ميشه! يا به تنهايي درامدي برابر سيزدهمين كمپاني عظيم آمريكايي خواهد داشت، حتي بيشتر از آي بي ام!
7 – اگر همه ثروت بيل گيتس رو تبديل به يك دلاري كنيم ، ميشه جاده اي از ماه تا زمين باهاش كشيد كه 14 بار رفته و برگشته! ولي ساخت اين جاده، 1400 سال طول خواهد كشيد و 713 بوئينگ 747 بايد براي جابجايي اين پول ها پرواز كنند.
8 – بيل گيتش امسال 40 ساله ميشه. اگر فرض رو بر اين بگيريم كه هنوز 35 سال ديگه هم زنده خواهد بود، ميتونه روزي 78/6 ميليون دلار خرج كنه قبل از اينكه به بهشت بره!
9 – اما!!! اگر كاربران ويندوزهاي مايكروسافت بتونن بابت هرباري كه كامپيوترشون هنگ ميكنه، يك دلار از بيل گيتس خسارت بگيرن، وي تنها در 3 سال ورشكست خواهد شد!!

 

- لينك مطلب - ساعت 01:07 - نامه به من


 

٭ نازلي هم مدتيه كه داره وبلاگ مينويسه. نازلي از مديران موفق شبكه پيام بود و انجمن كتاب اونجا، با مديريت خوب نازلي به يكي از بهترين و محبوب ترين انجمنها تبديل شده بود. الميرا خرمگس هم (كه نميدونستم داره وبلاگ مينويسه و از طريق نازلي خبردار شدم) يكي از كاربراي فعال اون انجمن بود. به من كه خيلي احساس خوبي دست ميده وقتي ميبينم كه كم كم داره جمعيت پيامي هاي آشنا هم اينجا زياد ميشه. فكر كنم اولي و دوميش نيما و من بوديم و سومي و چهارميش هم الميرا و نازلي. ديگه نبود ؟؟ خلاصه اينكه شما هم حتما Writing results in Ideas و Disconnected Jottings رو بخونيد.
ميخواستم به نازلي پيشنهاد بدم كه يه كانتر برا وبلاگش بذاره، ديدم قبلا بهش پيشنهاد شده ... گفته كه نميخواد درگيرش بشه. راستم ميگه، اين كانتر خيلي آدمو درگير ميكنه، من يكي كه روزي 4-5 بار بهش سر ميزنمو آمار خواننده هام رو در ميارم! يه روز كه هيت هاي وبلاگم كم باشه غصه اش رو ميخورم، يه روزم كه زياد شده باشه ذوقش رو ميكنم! خلاصه كاش منم از اول خودمو درگير كانتر نكرده بودم، الان يه روزم اگه كانتر كار نكنه، فكر ميكنم كه چه چيز مهمي رو از دست دادم!
گرچه اگر اسم منم به جاي علي، نازلي، خورشيد يا ندا بود، اين حداكثر صدو چهل پنجاه تا هيت روزانم، حداقلِ هيت هام ميشدن! (:

 

- لينك مطلب - ساعت 00:55 - نامه به من


 

نقل مطالب از اين صفحه ، با ذكر نام و لينك وبلاگ توصيه مي شود!

 

:Special Thanks to

Hossein Derakhshan's Weblog

[Powered by Blogger]

[Hosted by Network Supporters]

[Comments by YACCS]