|
|
٭ حرفهاي ما هنوز ناتمام ...
---------------------------تا نگاه ميكني --------------------------------------وقت رفتن است؛ --------باز هم همان حكايت هميشگي پيش از آنكه باخبر شوي ------------------------لحظه ي عزيمت تو -----------------------------------------ناگزير ميشود؛ ------آي ... ----------------اي دريغ و حسرت هميشگي ناگهان چقدر زود دير ميشود. ----------------------------------------------------------قيصر امين پور
-
لينك مطلب
- ساعت 01:09
- نامه به من
٭ دلم
----از سنگ --------------كه نيست -----------------------گريه -----------------------------در خلوت دل -----------------------------------------ننگ كه نيست ...
-
لينك مطلب
- ساعت 00:59
- نامه به من
٭ الهي ور افتد نشان جدايي
چند روزيه كه همچين حال و روز خوشي ندارم، از يه طرف بازم فصل امتحاناستو بازم من درسامو بلد نيستمو بازم همون ماجراهاي هميشگي! از طرف ديگه هم خواهرمو آرش كوچولوي 4 ساله من دارن ميرن كانادا! و من ديگه دايي علي نخواهم بود! اون از خواهر زاده بزرگم كه اون سر دنياستو بهم ميگه علي گنده!! (BiG AL) ، اينم از اين يكيش كه نفس داييش بودو با هر دايي علي گفتنش يه دنيا عشق ميكردم، ولي ديگه نخواهم ديدش، شايد براي يكسال ، شايد مثل اونيكي براي 13 سال و شايدم بيشتر. ديگه صبحا آرش نيست كه بيادو نيم ساعتي هم تو جيگر داييش بخوابه تا ماساژش بدم، ديگه نيستش تا وقتي در اتاقمو روش ميبندم بياد پشت درم اينقدر بشينه تا درو روش باز كنم يا اينكه يه نقاشي كه به چشم من قشنگترين نقاشي دنياست برام بكشهو از زير در برام بده تو... ديگه نيستش كه وقتي داييش رسيد بدو بدو برهو كامپيوترشو روشن كنهو كانكت شه و براش ايميل هاشو چك كنه، يا اينكه بين سيدي هاش بگردهو موزيكاي محبوشو براش بذارهو باحاشون حال كنهو بخونه... ديگه نيستش تا وقتي كه پاي كامپيوترم نشستم، به زور بيادو يه راهي پيدا كنهو خودش برسونه تو بغلمو... يا اينكه بشينه تا من براش درسامو توضيح بدمو بعدش اونم برام مثلا همون توضيحاتو بلغور كنه تا بيشتر ياد بگيرم!! ديگه كي ميخواد تو هر فرصتي بپره بغل داييشو بگه دايي علي ، خيلي دوست دارم من، تو هم بيا با من بريم كانادا، اونجا بابا برام خونه ي مربع مثلث دار خريده! يا اينكه هميشه چهارچشمي اموال داييش رو بپاد و كسي در حضورش جرات نكنه پاشو بذاره تو اتاق داييش يا از چيزاش استفاده كنه... ):آرش عشق داييش بود، خدا نگذره از سر اونايي كه وضعيتي براي اين مملكت ما درست كردن كه سرانجام خيلي ها رو به مهاجرت ختم كرد... ):
-
لينك مطلب
- ساعت 02:30
- نامه به من
٭ من ِ خوره در عرض دو هفته بيشتر از 70 ساعت اينترنت خوردم!! يعني روزي بيشتر از 5 ساعت! مثلا به خيال خودم ايندفعه اينترنت ساعتي گرفته بودم تا كمتر آنلاين بمونم، هم خرجم كمتر شه و هم بيشتر به كاراي ديگم برسم و ميخواستم مثلا اين 70 ساعت رو يكماه و تا آخر امتحانام كشش بدم، ولي دو هفته اي كه تموم شد هيچ، هيچ روزي هم دل سيري آنلاين نموندم! هر شبم به دلم ميموند كه كاش اكانت نامحدود داشتمو ميتونسيتم بيشتر آنلاين باشم... عجب افيونيه اين بزرگراه اطلاعاتي!! (:
-
لينك مطلب
- ساعت 02:09
- نامه به من
٭ قاصدك عزيز لطف كرد و اون متن اسپانيايي رو برام ترجمه كرد:
سلام! چه بامزه و غريب است. يک بلايي بر سرحروف آمده است!!! ((: ((:
-
لينك مطلب
- ساعت 01:27
- نامه به من
٭ يكي برام يه كامنت انگليسي / اسپانيايي رو اين مطلب پايينيم زده، هر كي بلده لطفا اين قسمت اسپانياييش رو برام ترجمه كنه و زير اين مطلب بنويسه:
Hola que raro es esto!! se me piran las letras jaja!! In the case you can understand something, I´m spanish, and pleased to meet you
-
لينك مطلب
- ساعت 14:41
- نامه به من
٭ امان از دست دوغ و كاپوچينوهو امتحان! (:
پريشب تصميم گرفته بودم كه زود بخوابم تا صبح هم زود پاشم و به درسام برسم، ساعتو هم براي 7:30 صبح تنظيم كرده بودم، ولي اين لوگوي خوشمزه ي مجله ي كاپوچينو همچين منو به وسوسه انداخته بود كه آخر شبي يه نسكافه ي پر خامه براي خودم درست كردمو خوردم. نتيجشم اين شده كه از 12 شب تا 5 صبح تو تختم ملق ميزدم! مگه خوابم ميبرد... فرداشم ظهر از خواب پاشدم!!ديشب ولي تصميم گرفتم كه بشينم و تا دير وقت درس بخونم. آخرشب رفتم تو آشپزخونه و چشمم افتاد به يه بطري دوغ اعلا! بقيشم كه معلومه ديگه ، با اين دوغي كه من خورده بودم تا صبحش بيهوش شدم! (:
-
لينك مطلب
- ساعت 14:19
- نامه به من
٭
-
لينك مطلب
- ساعت 14:18
- نامه به من
٭ "وب راهي پيش روي بانوان ايراني گذاشته تا آزادانه در مورد تابوهايي مثل دوست پسر و سكس صحبت كنند..."
ترجمه ي قسمتي از گزارش مفصل BBC بعد از مصاحبه با چند نفر از بلاگر هاي ايراني.
-
لينك مطلب
- ساعت 00:24
- نامه به من
٭ عجب چيز جالبيه اين اينترنت بي سيم با تكنولوژي Wi-Fi. ميشه فضاي يك كافي نت و يا حتي يك شهر كوچك رو با اين تكنولوژي آلوده به اينترنت كرد تا هركس در هركجا كه باشه بتونه با كامپيوتر شخصي يا لپتاپش و يك كارت شبكه Wi-Fi به صورت بي سيم به اينترنت دسترسي پيدا كنه. اونم با سرعت بسيار بالاي 11 مگابيت در ثانيه (چيزي نيست كه! ميشه 5 گيگابايت در ساعت!!) ...
به نقل از سردبير: خودم
-
لينك مطلب
- ساعت 00:23
- نامه به من
٭ يك وبلاگ جديد از يك شبكه پيامي قديمي.
ميلاد (Typhoon پيام) هم مدتيه كه بينام دودي رو راه انداخته و در مورد موسيقي مينويسه. يه گيرايي هم به من داده، بلكه منم اينجا بهش گير بدمو بچه معروف شه! ;)
-
لينك مطلب
- ساعت 00:20
- نامه به من
٭ ماشالا! بيش از يك ميليارد سيگاري داريم تو دنيا، روزي چهارهزار نفر بهشون اضافه ميشه و دويست ميليون نفرشون هم زن هستند!
-
لينك مطلب
- ساعت 00:17
- نامه به من
٭
ديويد بكام فوتباليست و ويكتوريا آدامز خواننده ! (; ![]()
-
لينك مطلب
- ساعت 13:36
- نامه به من
٭ من نميفهمم آخه مديريت يه رسانه عظيم تا چه حدي ميتونه احمق باشه؟!
مني كه خيلي اهل فوتبال نيستم، با ديدن چند صحنه از بازي سوئد – سنگال اينقدر حرص خوردم كه ديگه توبه ميكنم از اين سيماي لاريجاني فوتبال ببينم. نميدونم شمايي كه عشق فوتبال دارين چطور تحمل ميكنين! از سانسور هاي گستاخانه و احمقانه ي ريشوي بوگندويي كه اون پشت نشسته (به قول دنتيست) و با ديدن تكون تكون خوردن هاي بعضي تماشاچي ها، هزارجور فكرو خيال به ذهن كثيفش وارد ميشهو از اون بدتر همه رو هم به كيش خودش ميپنداره كه بگذريم ، وسط وقت اضافي يه بازي حذفي (كه به هرحال از حساسيت زيادي برخورداره و هرلحظه ممكنه يه تيم حذف بشه) ، اذان رو هم به طور كامل پخش مي كنن!! 6 تا شبكه ي آشغال داريم و هر شش تاشون هم بايد با هم اذان پخش كنن. ديگه افراط رو به حد كمال رسوندن! ولي اين سنگال جدا" پديده اي هستا! در اولين حضورش در جام، تاحاش به يك چهارم صعود كرده، همين الان گل طلايي رو زد و سوئد رو هم حذف كرد...
-
لينك مطلب
- ساعت 13:17
- نامه به من
نقل مطالب از اين صفحه ،
با ذكر نام و لينك وبلاگ توصيه مي شود!
|
:Special Thanks to | ||||