٭ شـهــر سـوختــه ، يادگار تمدن كهن ايران زمين

جنوب شرق ايران، در استان سيستان و بلوچستان، يه شهر باستاني هست به نام شهر سوخته... شهر سوخته با قدمتي بيش از 5000 سال، در حدود 1200 سال مسكوني بوده و دوران شكوفايي آن متقارن با سالهاي 2400 تا 2600 قبل از ميلاد بوده....
شهر سوخته از پيشرفته ترين جوامع باستاني ايران و مركز ارتباطات بازرگاني و فرهنگي شرق و غرب به شمار ميرفته. اين شهر توسط لوله هاي سفالين آبرساني ميشده و آثاري مربوط به جراحي جمجمه، وسايل مختلف آرايشي، فرشهاي حصيري، پيكره هاي انساني و جانوري و اشياء و ابزار مرمرين در آن يافت شده!

شهر سوخته ابتدا در پي يك بحران سياسي كوچك شده و در حدود سال 2000 قبل از ميلاد بر اثر خشك شدن دلتاي رودخانه هيرمند به كلي از بين رفته است.
عليرضا و حسام هفته پيش يه سفر رفته بودن زاهدان و زابل و حسام عكسهاي خوبي از سيستان گرفته كه ميتونين در گالري عكسهاش ببينشون... عكسهاي شهر سوخته رو ميتونين در اين صفحه پيدا كنيد.

 

- لينك مطلب - ساعت 12:46 - نامه به من


 

٭ پشت اين لوح شيشه اي ، يه آدم واقعيه مثل بقيه ي آدما و با همون خصوصيات، يكي كه چند روزي كم اورده بودو حرفي براي زدن نداشت، و نميخواست كه فقط به خاطر آپديت شدن به موقع وبلاگش، كيفيت رو فداي كميت كنه... به هرحال ممنون از ايميل ها و كامنت هاتون... (:

 

- لينك مطلب - ساعت 12:13 - نامه به من


 



٭


گيرم كه ميبـَـريـد

گيرم كه ميكـُـشيد

با رويش ناگزيـر جوانه

چه ميـكـنيــد ؟؟؟

 

- لينك مطلب - ساعت 19:14 - نامه به من


 

٭ يك صبح گرم تابستان
صبح روز سه شنبه 15 تيرماه 1378، عابرانی که در تب وتاب فضای دگرگون شده پس از دوم خرداد 76، بيشتر از هميشه به پيشخوان روزنامه فروشی ها سر می کشيدند، با اين تيتر روزنامه سلام مواجه شدند: "سعيد اسلامی پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است".

از اولين جرقه تا حمله ي ماموران
صبح پنج شنبه، بدون "سلام" آغاز شد و شب آن روز آبستن رويدادهای حيرت آور ديگری بود. و به اين ترتيب، يک تيتر تکان دهنده، نقطه آغاز ماجرايی پر حادثه شد.
پنج شنبه شب، تعدادی از دانشجويان ساکن کوی دانشگاه تهران در خيابان کارگرشمالی(امير آباد شمالی)، در اعتراض به توقيف روزنامه سلام گرد هم می آيند. دانشجويان، خواستار رفع توقيف از سلام و عدم تصويب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس هستند. ادامه اعتراض از محوطه کوی دانشگاه به خيابان کشيده می شود. ماموران نيروی انتظامی و پس از مدتی، نيروهای ديگری که "لباس شخصی" خوانده شده اند، نيز از راه می رسند. نيمه های شب، درگيری مختصری ميان دانشجويان و ماموران نيروی انتظامی روی می دهد. دانشجويان پس از سنگ پرانی، يکی از سربازان نيروی انتطامی را به گروگان با خود به داخل خوابگاه دانشجويی می برند و پس از مدتی، رهايش می کنند. به نظر می رسد که ماجرا پايان گرفته، اما حوادث مسير ديگری دارد. نيروهای انتظامی، و لباس شخصی ها نيز در نخستين ساعات بامداد جمعه 18 تير ماه وارد محوطه کوی دانشگاه می شوند. بسياری از دانشجويان کتک می خورند و بازداشت می شوند. چيزی به صبح نمانده، اما در مدتی اندک، کوی دانشگاه به هم ريخته و دگرگون شده است. مهاجمان رفته اند و دانشجويان زخمی را در اتاق های آشفته، کنار وسايل و در ها و پنجره های شکسته به حال خود رها کرده اند.
شهر، جمعه با خبری هولناک از خواب برمی خيزد و پس از آن درگيری ها تا پنج روز ادامه می يابد. امير آباد شمالی، خبر سازترين نقطه ايران است، اما موج تطاهرات و اعتراضات به ساير خيابان ها هم کشانده شده. نيروهای ضد شورش در سراسر شهر حاضرند و روزنامه ها در روز، گاه تا سه نوبت چاپ می شوند. خبرهای ضد و نقيض، لحظه به لحظه منتشرمی شوند و مقامات می کوشند با حضور در جمع دانشجويان، آنان را متقاعد کنند که پيشرفت اصلاحات، محتاج دوری از تنش و خشونت است. درگيری، به ويژه در اطراف کوی دانشگاه، ميدان انقلاب و دانشگاه تهران ادامه دارد.

تلفات و خسارات
بر اساس آخرين خبرها، کشته شدن يک نفر، عزت ابراهيم نژاد که آن شب مهمان کوی دانشگاه بوده، قطعی است. اما اطلاع دقيقی از ميزان مجروحين و بازداشت شدگان در دست نيست، گرچه گفته می شود يک دانشجوی پزشکی، چشم راست خود را در جريان حملات از دست داده است. مقامات دانشگاه تهران، از ميلياردها ريال خسارت به کوی دانشگاه سخن می گويند. وزير علوم استعفا کرده، اما محمد خاتمی، رييس جمهوری با اين استعفا موافقت نکرده است. همه مسوولان از محکوميت حوادث روی داده و حمله به خوابگاه دانشجويان سخن می گويند. اما حوادث سر باز ايستادن ندارد.

شهر به ظاهر آرام ميگيرد
غروب سه شنبه 22 تير ماه، دانشگاه تهران را دود به تمامی گرفته است. شليک گاز اشک آور و آتش های برافروخته، چشم ها را می سوزاند. دانشگاه تهران تقريبا در محاصره است و دانشجويان راهی برای خلاصی و رسيدن به کوی دانشگاه می جويند. نيروی انتظامی و لباس شخصی ها از ميدان انقلاب و دانشگاه ، راهی کوی دانشگاه شده اند و دانشجويان به داخل کوی عقب می نشينند. چهارشنبه 23 تير، کسان ديگری در خيابان هستند. آنها در حمايت از رهبري و نظام شعار می دهند. شب در کوی دانشگاه ساکت تر از هميشه است و دانشجويان در اتاق های نامرتب، ناباورانه به آنچه پشت سر گداشته اند، فکر می کنند. نيروهای انتظامی در بيرون کوی مشغول نگهبانی هستند.

شهر آرام گرفته، اما طنين حوادث اين چند روز، تا مدت ها ادامه خواهد داشت...

محكوميت ها
احمد باطبی، به جرم بلند کردن يک پيراهن خونين که عکس آن بر روی جلد هفته نامه "اکونوميست" به چاپ رسيد، ابتدا به اعدام و سپس به 15 سال زندان محکوم شد. دادگاه نظامی پس از مدتی، فرماندهان و کادرهای نيروی انتظامی را، جز در چند مورد محدود مثل دزديدن ماشين ريش تراش يک دانشجو، از اتهامات وارده مبرا دانست و به بی گناهی آنان رای داد. رای دادگاه، تقريبا با اولين سالگرد حادثه و زمانی صادر شد که محسن رهامی، وکيل مدافع دانشجويان خود به دليل پيگيری پرونده، در زندان به سر می برد. چندی بعد، حجت الاسلام مبشری، رييس دادگاه انقلاب نيز اعلام کرد که تمامی 16 نفر لباس شخصی از اتهام اقدام عليه امنيت ملی تبرئه و آزاد شده اند. همين دادگاه، در مقابل، عزت الله ابراهيم نژاد، مقتول حادثه کوی دانشگاه را به دليل سنگ پرانی و سردادن شعار عليه ماموران انتظامی مجرم دانست، اما به دليل فوت، برای وی قرار موقوفی تعقيب صادر نكرد!

و امروز...
دولت ايران تمام راه پيمايی های روز سه شبه (18 تير) به مناسبت سومين سالگرد تظاهرات دانشجويی که خواستار اصلاحات سياسی بودند را ممنوع کرده است.
تحكيم وحدت فقط بيانيه صادر ميكند: سوال ما اين است كه اگر پايتخت يك سرزمين و وزارت كشور آن، توانايی ايجاد فضايی سالم برای مدنی‌ترين نوع اعتراض را نداشته باشد، برای تحقق توسعه سياسی و گسترش نهادهای مدنی چه بايد كرد؟

جمع آوري و خلاصه شده از مطالب چند روز اخير BBC فارسي

 

- لينك مطلب - ساعت 19:11 - نامه به من


 

نقل مطالب از اين صفحه ، با ذكر نام و لينك وبلاگ توصيه مي شود!

 

:Special Thanks to

Hossein Derakhshan's Weblog

[Powered by Blogger]

[Hosted by Network Supporters]

[Comments by YACCS]