|
|
٭ راستش يه مدت بود كه ديگه ليست وبلاگ هاي همسايه ام خيلي برام يكنواخت و تكراري شده بود و جسته گريخته چنتا وبلاگ خوب ديگه رو هم ميخوندم. ديروز بالاخره نشستمو به ليستم اضافشون كردم تا ديگه يه روزم از دستشون ندم:
- دلتنگستان: اين شاهين معركست! راستش خيلي وقت نيست كه به طور مرتب وبلاگش رو ميخونم ولي هربار كه اين دلتنگيهاشو خوندم كلي دلم باز شده، گرچه معمولا كلي مطلب جدي زير همين طنز خوندنيش پنهانه. - دوكعلي: يادش بخير، اولين كاري كه بعد از ارتقاي كامپيوتر 66 مگاهرتزيم به پنتيوم 233 انجام دادم، بازي كردن Duke Nukem 3D بود چون رو كامپيوتر قبليم اجرا نميشد! اون زمونا تو شبكه پيام دوتا خوره ي دوك بودن با ايدي هاي Duke Nukem و DukeAli . هر از چند گاهي هم تورنومنت هايي برگذار ميكردندو تقريبا تنها رقيب جدي هم، هم بودن. منم با اينكه يه زماني عشق اين سبك بازي ها رو داشتم ولي هيچ وقت جرات نميكردم كه حريف اين دو نفر بشم. بگذريم! حالا بعد از چند سال دوباره دوكعلي برگشته و از زندگي در آمريكا مينويسه و جدا هم كه دستخط خوبي داره. - سكتور صفر: به وبلاگ زهير معصوميان هم لينك دادم تا يادداشتهاي خوندني و غالبا كامپيوتريش رو از اين به بعد ديگه از دست ندم. - من، خودم و احسان: احسان، احسانه ديگه! از اين به بعد قراره بيشتر وبلاگش رو بخونم. - اخترك ب-612 كجاست؟: خوندن وبلاگ پارسا و خاطراتي كه هميشه از كوهنوردي هاش مينوشت، يه جور حس هيجان و اضطراب به من منتقل ميكرد. گاهي هم افسردم ميكرد ولي به هرحال هميشه خيلي از خوندنش لذت ميبردم. تا اينكه از بلاگ اسپات اسباب كشي كردو رفت و من مدتها وبلاگش رو گم كردم. تا امروز كه دوباره پيداش كردمو بهش لينك دادم تا ديگه گم نشه! - يك وجب خاك اينترنت: مگه ميشه كه اين پژمان خان يه وجبي رو ديدو بهش لينك نداد؟ - چرنديات: و هم چنين پيام چرندياتي رو. - ارزيابي شتابزده: و هم چنين تر قاضي خداداد رو. - احسان پريم: راستش نميدونم چجوري بگم! خودتون بخونينش شايد فهميدين كه چرا دوستش دارم! - برداشت دوم: به خاطر مطالب خوندني و خوبي كه در مورد فيلم هاي روز مينويسه. و اميدوارم كه مرتب وبلاگش رو به روز كنه.
-
لينك مطلب
- ساعت 14:43
- نامه به من
٭ دوربين جديد 11 مگاپيكسلي (درست خوندين! يازده ميليون پيكسل) Canon EOS-1Ds (از طريق علي جاوا)
![]()
-
لينك مطلب
- ساعت 20:58
- نامه به من
٭ دانشگاه MIT ،يكي از معتبرترين دانشگاه هاي آمريكا از حدود 4 روز ديگه نخستين رشته از دوره های آموزشی رايگان خود شامل مردم شناسی، زيست شناسی، شيمی و علوم رايانه رو در اينترنت منتشر مي کنه و ظرف 10 سال آينده کليه دوره های آموزشی خود را در اينترنت منتشر خواهد کرد. خوش به حال كسايي كه زبانشون تكميله... [كل خبر]
-
لينك مطلب
- ساعت 20:51
- نامه به من
٭ دانشمندا ميگن كه ورزش نکردن به اندازه کشيدن يک پاکت سيگار در روز برای بدن ضرر داره و احتمال گسترش بيماری قلبی را دو برابر ميكنه و خطر ابتلا به ديابت و فشار خون بالا رو هم افزايش می ده [ادامه]، ولي بلند كردن خودروهاي 1800 كيلويي در مسابقات جهاني قوي ترين هاي جهان هم شد ورزش؟؟! [عكساش]
-
لينك مطلب
- ساعت 20:40
- نامه به من
٭ يكي از خواننده هاي وبلاگ من براي تكميل پايان نامش احتياج به همكاري شما داره. فقط كافيه كه چند دقيقه براش وقت بذارين و فرم نظرخواهيش رو پر كنين.
-
لينك مطلب
- ساعت 20:08
- نامه به من
٭
![]() بالاخره و طي يك سري عمليات طاقت فرسا و چشم درار ِ چند ساعته، منتخبي (حدود 50 تا) از عكسهايي كه اردبيل و سرعين گرفته بودمو ويرايش كردم و به عكس خانه فرستادم. عكس بالا رو هم در ويلادره ي سرعين گرفتم. از طريق لينكهاي زير ميتونين به عكسها دسترسي داشته باشين: - گالري عكسهاي من:-- عكسهاي سرعين (12) -- عكسهاي اردبيل: --- بقعه ي شيخ صفي (18) --- موزه ي حمام اردبيل (11) --- مناظر اردبيل (6) لطفا نظراتتون رو هم، در مورد عكسها در زير همان عكس يا زير اين مطلب بنويسيد. ممنون (:
-
لينك مطلب
- ساعت 15:21
- نامه به من
٭ گفت و گو با خدا (لينك به اصل مطلب)
در روياهايم ديدم كه با خدا گفتگو ميكنم. خدا پرسيد: " پس تو ميخواهي با من گفتگو كني؟ " من در پاسخش گفتم: " اگر وقت داريد " خدا خنديد: " وقت من بي نهايت است ... در ذهنت چيست كه ميخواهي از من بپرسي؟ " پرسيدم: " چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟ " خدا پاسخ داد: " كودكي شان. اينكه آنها از كودكي شان خسته ميشوند، عجله دارند كه بزرگ شوند، و بعد دوباره پس از مدت ها، آرزو مي كنند كه كودك باشند. اينكه آنها سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول به دست آورند، و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را بدست آورند. اينكه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند و بنابراين نه درحال، زندگي ميكنند و نه در آينده. اينكه آنها به گونه اي زندگي ميكنند كه گويي هرگز نمي ميرند، و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند. " دست هاي خدا دستانم را گرفت براي مدتي سكوت كرديم و من دوباره پرسيدم: " به عنوان يك پدر، مي خواهي كدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟ " او گفت: " بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد، همه ي كاري كه آنها مي توانند بكنند اين است كه اجازه دهند كه خودشان دوست داشته باشند. بياموزند كه درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند، بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب آنهايي كه دوستشان داريم ايجاد كنيم، اما سال ها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشيم. بياموزند ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد، كسي است كه به كمترين ها نياز دارد. بياموزند كه آدم هايي هستند كه آنها را دوست دارند، فقط نمي دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند. بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند، و آن را متفاوت ببينند. بياموزند كه كافي نيست فقط آنها ديگران را ببخشند، بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند. " من با خضوع گفتم: " از شما به خاطر اين گفت و گو متشكرم. آيا چيزي ديگري هست كه دوست داريد فرزندانتان بدانند؟ " خداوند لبخند زد و گفت: " فقط اينكه بدانند من اينجا هستم. " " هميشه "
-
لينك مطلب
- ساعت 12:53
- نامه به من
٭ وبلاگ حسين درخشان هم يكساله شد، با طرح و رنگ و قيافه ي جديد... (:
-
لينك مطلب
- ساعت 12:35
- نامه به من
نقل مطالب از اين صفحه ،
با ذكر نام و لينك وبلاگ توصيه مي شود!
|
:Special Thanks to | ||||