|
|
٭ نرم نرمك ميرسد اينك بهـار، خوش به حال روزگار
-
لينك مطلب
- ساعت 17:23
- نامه به من
٭ بالاخره سرويس SMS يا كوته پيام هم راه اندازي شد.
با اين سرويس امكان ارسال 153 كاراكتر در هر پيام و با يك سوم قيمت را خواهيد داشت و با مراجعه به يكي از دفاتر تلفن همراه و پرداخت 2000 تومن، ميتونين اين سرويس رو فعال كنيد. (: [لينك از طريق علي جاوا]
-
لينك مطلب
- ساعت 16:18
- نامه به من
٭
![]() "سرزميني ديگر..." ، گزارش اصلي هفته نامه ي كاپوچينو، به قلم صنم دولتشاهي و عكسهاي من
-
لينك مطلب
- ساعت 16:18
- نامه به من
٭ من چند روز پيش از طرف خبرگزاري جديد ايلنا دعوت به همكاري شدم و از امروز كارمو به عنوان عكاس خبريشون شروع كردم.
امروز رفتم دانشگاه تهران. 2 تا همايش بود، يكي مجمع سالانه انجمن اسلامي دانشگاه تهران و گراميداشت شصتمين سالگرد تاسيسش كه سخنراناش سحابي و حجاريان و كديور و ... بودن و ديگري همايش سرمايه ي اجتماعي در ايران با سخنراني توسلي و 2-3 نفر ديگه كه نميشناختمشون. اولين تجربه ي عكاسي اينجوريم بود. اولشم خيلي اضطراب داشتم مطمئن نبودم كه همه چي به خوبي پيش بره. خلاصه رفتم تو سالن ابن سينا كه محل برگذاري مجمع بود. هنوز شروع نشده بود، منم يه جا نشستم تا شروع بشه، راستش جرات نميكردم كه برم جلو و از رديف اوليا عكس بگيرم! (: ولي بالاخره هرجوري كه بود رفتمو دورادور شروع كردم به عكس گرفتن تا كم كم نگرانيم كم شدو روم باز شد. با ديدن عكاساي ديگه كه از درو ديوار برا عكس گرفتن بالا ميرفتن رو منم باز شدو ديگه ميرفتم از نزديك و جلوي هركي كه ميخواستم عكس ميگرفتم! يه سري عكس گرفتمو ديدم حجاريان و كديور نيومدن. از فرصت استفاده كردمو رفتم دانشكده حقوق و عكساي همايش اجتماعي رو هم گرفتمو برگشتم. همون موقع ها حجاريان هم از راه رسيد. واقعا دلم براش سوخت. من فكر ميكردم كه كمو بيش خوب شده، ولي همچنان به كمك عصا و ديگران راه ميرفت و به راحتي نميتونست خيلي از كارهارو انجام بده. در صورتي كه جناب آقاي ضاربش چند وقت پيشا راست راست تو دانشگامون ميچرخيدو نفس كش ميطلبيد! ): ولي دست زدن هاي جمعيت براش چند دقيقه اي طول كشيد و همه به احترامش ايستاده بودن و مجري جلسه هم با عنوان جانباز اصلاحات معرفيش كرد. چند مدت بعدش كديور هم از راه رسيد و من هم حسابي ازشون عكس گرفتمو اومدم بيرون. فكر كنم چند دقيقه بيشتر مونده بودم يه كتك حسابي ميخوردم از بس كه تو چشم مردم از نزديك و با پررويي تمام چندين بار فلش ميزدمو عكس ميگرفتم! (: و اينچنين بود اولين تجربه عكاسي خبري من! ((: تكميل: همين الان 2تا خبر و 4تا عكسش مخابره شد. [1] و [2]
-
لينك مطلب
- ساعت 23:30
- نامه به من
٭ رئيس جمهور:
می ترسم مردم به اين نتيجه برسند: بيگانه بيايد و بساط قلدري جمع كند!
-
لينك مطلب
- ساعت 23:07
- نامه به من
٭ تست سلامت فلسفي
تنشهاي موجود در ساختار فلسفي ذهن خود را پيش از اينکه دير شود، تشخيص دهيد !يه تضادهايي تو ذهنتون پيدا ميكنه كه باورتون نميشه! من كه 53% تنش فلسفي داشتم! خدا رحم كنه! ((:
-
لينك مطلب
- ساعت 23:05
- نامه به من
٭ چگونه يك ديكتاتور قدرت گرفت؟
وقتي برزان تکريتي ، برادر ناتني صدام ، متن از پيش نوشته شده اي را در برابر احمد حسن البکر، رئيس جمهور عراق ، قرار مي دهد و او را تهديد مي کند که در نطق سالگرد کودتاي هفدهم ژوييه 1968 که هر ساله انجام مي شد، همين متن خوانده شود، هيچ کس گمان نمي کرد که اين متن کوتاه تا اين اندازه براي مردم عراق و جهان گران تمام شود. برزان که به همراه تعداد زيادي از ماموران امنيتي به طور ناگهاني با البکر ديدار کرده بودند. به وي مي گويند که تنها پسرش «هيثم » در گرو آنان است و اگر مقاومت کند، پسرش را خواهند کشت . البکر که پس از کشته شدن پسر بزرگترش - محمد - به هيثم علاقه زيادي داشت ، مي پذيرد که متن را بخواند و بگويد که صدام رهبر شايسته اي براي عراق است و او را به عنوان جانشين خود انتخاب مي کند. البکر در برابر دوربين هاي تلويزيون عراق قرار مي گيرد و کاملا تن به خواسته هاي صدام مي دهد. صدام به رياست جمهوري عراق مي رسد، گرچه در زماني که معاون البکر بود همه کاره عراق محسوب مي شد. او دستگاه امنيتي ويژه اي براي خود داشت و روزنامه نگاران را اجير کرده بود تا از او چهره يک قهرمان ملي را بسازند. يکي از اين روزنامه نگاران «طارق عزيز» بود که امروز وزير خارجه عراق است . صدام پس از امضاي قرارداد 1975 الجزاير با شاه ، به شهرت و قدرت زيادي دست پيدا کرد؛ بخصوص در ارتش . با اين قرارداد، ارتش عراق از يک جنگ فرسايشي با کردها رهايي يافت ؛ اما صدام کسي نبود که بتواند سايه اي از يک قدرت را بالاي سرش تحمل کند. به همين دليل آن متن کوتاه ، سايه بلند البکر را از سر صدام دور کرد تا ميدان براي تاخت و تاز اين ديکتاتور حزبي بيش از اينها فراهم شود. هنوز يک هفته از به قدرت رسيدن صدام نگذشته بود که تصفيه خونيني در کادر رهبري عراق صورت گرفت . صدام هر کسي را که احتمال مي داد کوچکترين مخالفتي با حکومت او خواهد داشت ، به دست جوخه هاي اعدام سپرد. او حتي در بخشنامه اي از مردان نظامي و غيرنظامي که همسران ايراني دارند، مي خواهد که به ترتيب در قبال دريافت 2هزار و 2هزار و 500دينار عراقي زنان ايراني الاصل خود را طلاق بدهند. او مي خواهد که ايرانيان مقيم عراق را به بدترين شکل ممکن از عراق اخراج کنند. وي حقوق نظاميان عراق را به طور چشمگيري افزايش مي دهد و روزنامه ها، جنگ کلمه ها را عليه ايران آغاز مي کنند. صدام روز 26شهريور 1359 در برابر نمايندگان مجلس عراق قرارداد الجزاير را که خود يک طرف امضاي آن بود، لغو مي نمايد و در کمتر از يک هفته ، جنگ تمام عياري را عليه ايران آغاز مي کند.
-
لينك مطلب
- ساعت 00:07
- نامه به من
٭ اولين مورد بيماري ايدر در ايران در سال 1365 گزارش شد كه يك كودك هموفيلي 6 ساله بود و از طريق خون آلوده مبتلا شده بود.
تا سال 2001 ، 63 ميليون نفر در سطح جهان به ويروس ايدز مبتلا شده و 23 ميليون آنها درگذشته اند. و در هر دقيقه 25 نفر به اين بيماري مبتلا مي شوند!
-
لينك مطلب
- ساعت 23:46
- نامه به من
نقل مطالب از اين صفحه ،
با ذكر نام و لينك وبلاگ توصيه مي شود!
|
:Special Thanks to | ||||